جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Kindness
01
مهربانی, محبت، لطف
an action that is caring, kind, or helpful
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
شکل جمع
kindnesses
مثالها
Her kindness was evident when she volunteered at the animal shelter every weekend.
مهربانی او زمانی آشکار شد که هر آخر هفته در پناهگاه حیوانات داوطلب میشد.
مثالها
Random acts of kindness, such as holding the door open for a stranger, can brighten someone's day.
اعمال تصادفی مهربانی، مانند باز نگه داشتن در برای یک غریبه، میتواند روز کسی را روشن کند.
03
مهربانی, بخشش
tendency to be kind and forgiving
درخت واژگانی
unkindness
kindness
kind



























