جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
زانو یک مفصل پیچیده است که خم شدن و صاف شدن پا را ممکن میسازد.
*مکان تفریحی سطح پایین
ما تصمیم گرفتیم که یک غذای سریع در مغازه همبرگری سر کوچه بخوریم.
گوشت مفصل
من میخواهم برای ناهار ساندویچهایی داشته باشم که با joint بوقلمون برش نازک درست شدهاند.
مفصل, سیگار حشیش
در حالی که روی ایوان نشسته بودیم یک جوینت روشن کرد.
مفصل, اتصال
لوله در محل اتصال نشتی داشت.
مشترک
دو شرکت یک شرکت مشترک تشکیل دادند تا فناوری جدیدی در انرژیهای تجدیدپذیر توسعه دهند.
مشترک, همگانی
آنها پس از جلسه بیانیهای مشترک صادر کردند.
مشترک, عمومی
لایحه در جلسه مشترک پارلمان ارائه شد.
متصل کردن, سرهم کردن
نجار تختهها را با دقت به هم متصل کرد.
برش دادن, استخوان گیری کردن
او قبل از پختن مرغ در فر برای شام، آن را تکهتکه میکند.
متصل کردن, مفصل کردن
سازنده سازه را با لولاهای فلزی متصل کرد.
درخت واژگانی



























