جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Jiffy
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
singular
not gender specific
شکل جمع
jiffies
مثالها
I'll be back in a jiffy, just need to grab my keys.
من در یک لحظه برمیگردم، فقط باید کلیدهایم را بردارم.



























