جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
winken
01
دست تکان دادن
Durch Hand- oder Armbewegung ein Zeichen geben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
winke
سومشخص مفرد
winkt
وجه وصفی حال
winkend
گذشته ساده
winkte
اسم مفعول
gewinkt
مثالها
Sie winkt ihrem Freund zum Abschied.
او برای خداحافظی به دوستش دست تکان میدهد.



























