جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
winken
[past form: winkte]
01
دست تکان دادن
Durch Hand- oder Armbewegung ein Zeichen geben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
winke
سومشخص مفرد
winkt
وجه وصفی حال
winkend
گذشته ساده
winkte
اسم مفعول
gewinkt
مثالها
Die Menge winkte dem König begeistert zu.
جمعیت با اشتیاق به پادشاه دست تکان داد.



























