جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Vorbild
01
الگو, سرمشق
Eine Person oder Sache, die als positives Beispiel dient und zur Nachahmung anregt
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
vorbild(e)s
شکل جمع
vorbilder
مثالها
Die Ärztin gilt als Vorbild für junge Frauen in der Wissenschaft.
دکتر به عنوان یک الگو برای زنان جوان در علم در نظر گرفته میشود.
درخت واژگانی
vorbild
vor
bild



























