جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Die Verständlichkeit
01
قابلیت درک, توان فهم، قابلیت فهم
Die Eigenschaft, klar und leicht verständlich zu sein
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل ملکی
Verständlichkeit
مثالها
Die Verständlichkeit des Vortrags war ausgezeichnet.
قابلفهم بودن ارائه عالی بود.



























