جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
vermuten
01
گمان کردن, ظن داشتن
Etwas für wahrscheinlich halten, ohne sichere Beweise zu haben
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
ver
فعل پایه
muten
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
vermute
سومشخص مفرد
vermutet
وجه وصفی حال
vermutend
گذشته ساده
vermutete
اسم مفعول
vermutet
مثالها
Die Polizei vermutet einen Einbrecher.
پلیس از یک سارق شک دارد.



























