جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
umstritten
01
بحثبرانگیز, مشاجرهانگیز
Nicht allgemein akzeptiert
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مرکب
کیفی
شکل عالی
am umstrittensten
شکل تفضیلی
umstrittener
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Die Entscheidung ist politisch umstritten.
این تصمیم از نظر سیاسی جنجالی است.



























