جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
purzeln
01
زمین خوردن, افتادن
Sich schnell und unkontrolliert drehen oder fallen, oft kopfüber
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
purzele
سومشخص مفرد
purzelt
وجه وصفی حال
purzelnd
گذشته ساده
purzelte
اسم مفعول
gepurzelt
مثالها
Die Blätter purzelten vom Baum im Herbst.
برگها در پاییز از درخت غلت میخوردند.



























