جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
opfern
01
قربانی کردن, فدا کردن
Etwas Wichtiges oder Wertvolles geben oder hingeben, oft für einen höheren Zweck oder aus religiösen Gründen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
opfer
سومشخص مفرد
opfert
وجه وصفی حال
opfernd
گذشته ساده
opferte
اسم مفعول
geopfert
مثالها
Er opferte viel Zeit für seine Familie.
او زمان زیادی را برای خانوادهاش قربانی کرد.



























