جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
leiten
01
هدایت کردن, سوق دادن، عبور دادن
Etwas in eine Richtung führen oder bewegen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
leite
سومشخص مفرد
leitet
وجه وصفی حال
leitend
گذشته ساده
leitete
اسم مفعول
geleitet
مثالها
Er leitet den Fluss in einen Kanal.
او رودخانه را به یک کانال هدایت میکند.
02
ریاست کردن, مدیریت کردن، سرپرستی کردن
Etwas führen, verwalten oder managen
مثالها
Sie leitet die Sitzung sehr professionell.
او جلسه را بسیار حرفهای رهبری میکند.



























