جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
hageln
[past form: hagelte]
01
تگرگ آمدن
Tausende kleine Eiskugeln vom Himmel fallen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
hag(e)le
سومشخص مفرد
hagelt
وجه وصفی حال
hagelnd
گذشته ساده
hagelte
اسم مفعول
gehagelt
مثالها
Im Frühling hagelt es manchmal plötzlich.
در بهار، گاهی ناگهان تگرگ میبارد.



























