جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fließen
[past form: floss]
01
جاری بودن, جریان داشتن
Sich in eine Richtung kontinuierlich bewegen, meist bei Flüssigkeiten
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
بیقاعده
فعل کمکی
sein
اولشخص مفرد
fließe
سومشخص مفرد
fließt
وجه وصفی حال
fließend
گذشته ساده
floss
اسم مفعول
geflossen
مثالها
Blut fließt aus der Wunde.
خون از زخم جاری میشود.



























