جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
fließend
01
[آب] جاری, [آب] شیر
In Bewegung
مثالها
Fließendes Wasser aus dem Fluss ist sauberer.
آب جاری از رودخانه تمیزتر است.
02
شیوا, سلیس
Ohne Unterbrechungen oder Stockungen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
صفتِ وجه وصفی حال
کیفی
درجهپذیر
صرفپذیر
مثالها
Er spricht fließend Deutsch.
او به روانی آلمانی صحبت میکند.



























