جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
erlauben
01
اجازه دادن, مجاز کردن
Jemandem gestatten, etwas zu tun
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
باقاعده
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
erlaube
سومشخص مفرد
erlaubt
وجه وصفی حال
erlaubend
گذشته ساده
erlaubte
اسم مفعول
erlaubt
مثالها
Darf ich hier parken?
اجازه دادن به پارک کردن اینجا؟



























