جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Das Engagement
[gender: neuter]
01
تعهد, پایبندی
Freiwilliger oder verantwortungsvoller Einsatz für eine Sache, Organisation oder Gemeinschaft
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
خنثی
شکل ملکی
Engagements
شکل جمع
Engagements
مثالها
Ohne ihr Engagement wäre das Projekt gescheitert.
تعهد به معنای مشارکت داوطلبانه یا مسئولانه برای یک هدف، سازمان یا جامعه است. بدون تعهد او، پروژه شکست میخورد.
درخت واژگانی
engagement
engage



























