جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
benehmen
01
رفتار کردن
Sich auf eine bestimmte Weise verhalten oder handeln
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل کنشی
بیقاعده
جدانشدنی
جزء فعلی
be
فعل پایه
nehmen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
benehme
سومشخص مفرد
benimmt
وجه وصفی حال
benehmend
گذشته ساده
benahm
اسم مفعول
benommen
مثالها
Kinder müssen lernen, sich gut zu benehmen.
کودکان باید یاد بگیرند که خوب رفتار کنند.



























