جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
bemerken
01
متوجه شدن
Etwas oder jemanden wahrnehmen
مثالها
Er bemerkte den Geruch zu spät.
او بوی را خیلی دیر متوجه شد.
02
اظهار نظر کردن, گفتن
Eine kurze Aussage oder Meinung äußern
مثالها
Er bemerkte trocken:' Das war vorhersehbar.'
او خشک اظهار نظر کرد: 'این قابل پیشبینی بود.'


























