جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ausreichen
01
کافی بودن, کفایت کردن
Genug sein, um einen Zweck oder Bedarf zu erfüllen
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
عبارتی
فعل حالتی
باقاعده
جداشدنی
جزء فعلی
aus
فعل پایه
reichen
فعل کمکی
haben
اولشخص مفرد
reiche aus
سومشخص مفرد
reicht aus
وجه وصفی حال
ausreichend
گذشته ساده
reichte aus
اسم مفعول
ausgereicht
مثالها
Seine Kenntnisse reichen für die Prüfung nicht aus.
دانش او برای امتحان کافی نیست.



























