جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Les organes génitaux
01
اندامهای تناسلی, اندامهای جنسی
parties du corps impliquées dans la reproduction
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
organes génitaux
مثالها
Elle a consulté le médecin pour un problème aux organes génitaux.
او برای مشکلی در اندامهای تناسلی به پزشک مراجعه کرد.



























