جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
turbulent
01
شلوغ, شیطان (خودمانی)
qui bouge beaucoup et difficile à contrôler
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus turbulent
شکل تفضیلی
plus turbulent
درجهپذیر
مفرد مذکر
turbulent
جمع مذکر
turbulents
مفرد مؤنث
turbulente
جمع مؤنث
turbulentes
مثالها
Un cheval turbulent ne se laisse pas monter facilement.
یک اسب پریشان به راحتی سوار شدن را نمیپذیرد.



























