جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
trier
01
تفکیک کردن, جدا کردن
séparer ou classer des objets selon leur nature ou leur catégorie
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
trie
اولشخص جمع
trions
اولشخص زمان آینده
trierai
وجه وصفی حال
triant
اسم مفعول
trié
اولشخص جمع زمان ناقص
triions
مثالها
Elle trie les vêtements par couleur et par taille.
او لباسها را بر اساس رنگ و سایز مرتب میکند.



























