جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
tremper
01
خیس کردن
mettre quelque chose dans un liquide pour le mouiller
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
trempe
اولشخص جمع
trempons
اولشخص زمان آینده
tremperai
وجه وصفی حال
trempant
اسم مفعول
trempé
اولشخص جمع زمان ناقص
trempions
مثالها
Elle trempe ses pieds dans l' eau froide.
او پاهایش را در آب سرد فرو میبرد.



























