جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La transition
01
انتقال (از یک مرحله به مرحله دیگر), عبور، تغییر
passage d'un état, d'une situation ou d'une période à une autre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
transitions
مثالها
Le pays traverse une période de transition politique.
کشور در حال گذراندن یک دوره گذار سیاسی است.
درخت واژگانی
transition
trans



























