جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La trahison
01
خیانت
acte de tromper ou de ne pas être fidèle envers quelqu'un ou une idée
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Il a subi la trahison de son meilleur ami.
او خیانت بهترین دوستش را متحمل شد.



























