جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Le syndicat
01
اتحادیه, سندیکا
organisation qui défend les intérêts professionnels ou sociaux de ses membres
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
syndicats
مثالها
Elle est membre d' un syndicat depuis dix ans.
او ده سال است که عضو یک سندیکا است.



























