جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
secouer
01
تکان دادن, بهم زدن
mouvoir vivement dans divers sens
مثالها
Elle secoue le tapis par la fenêtre.
او فرش را از پنجره تکان میدهد.
02
بهم ریختن, منقلب کردن
agiter violemment ou perturber profondément
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
secoue
اولشخص جمع
secouons
اولشخص زمان آینده
secouerai
وجه وصفی حال
secouant
اسم مفعول
secoué
اولشخص جمع زمان ناقص
secouions
مثالها
Ce scandale a secoué le monde politique.
این رسوایی جهان سیاسی را لرزاند.



























