جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
résister
01
مقاومت کردن
ne pas céder face à une force ou une pression; tenir bon
مثالها
Le barrage résiste à la pression de l' eau.
سد مقاومت میکند در برابر فشار آب.
جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
مقاومت کردن