جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La réjouissance
01
شادمانی, سرور، شعف
manifestation collective de joie
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
réjouissances
مثالها
Le village organise des réjouissances pour la fête nationale.
روستا برای تعطیلات ملی جشنها را سازماندهی میکند.



























