جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
respirer
01
تنفس کردن, نفس کشیدن
absorber de l'air par les poumons, prendre de l'air pour vivre
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
respire
اولشخص جمع
respirons
اولشخص زمان آینده
respirerai
وجه وصفی حال
respirant
اسم مفعول
respiré
اولشخص جمع زمان ناقص
respirions
مثالها
Les poissons ne peuvent pas respirer hors de l' eau.
ماهیها نمیتوانند خارج از آب تنفس کنند.



























