جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La randonnée
01
پیادهگردی, (پیادهروی طولانی در خارج از شهر)
activité de marcher longtemps, souvent en nature
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
randonnées
مثالها
Nous faisons la randonnée en montagne chaque week-end.
ما هر آخر هفته در کوهها پیادهروی میکنیم.



























