جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La rancœur
01
عداوت, کینه، خصومت دیرین
sentiment durable de colère ou de haine envers quelqu'un
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Elle nourrit une rancœur contre son voisin depuis des années.
او سالهاست که rancœur را علیه همسایهاش تغذیه میکند.



























