جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
raffoler
01
عاشق (کسی یا چیزی) بودن, کشته مرده (کسی یا چیزی) بودن
aimer avec beaucoup d'enthousiasme
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حالتی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
raffole
اولشخص جمع
raffolons
اولشخص زمان آینده
raffolerai
وجه وصفی حال
raffolant
اسم مفعول
raffolé
اولشخص جمع زمان ناقص
raffolions
مثالها
Les enfants raffolent de ce nouveau jeu vidéo.
کودکان عاشق این بازی ویدیویی جدید هستند.



























