جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La rafale
01
وزش شدید (باد)
coup de vent violent et soudain
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
rafales
مثالها
Une rafale de vent a fait tomber les feuilles des arbres.
یک تندباد باد باعث شد برگها از درختان بیفتند.
02
رگبار (شلیک توپخانه یا مسلسل)
série rapide et intense de coups (tirs, balles, etc.)
مثالها
Les soldats ont entendu une rafale de mitraillette.
سربازان یک تیرباران از مسلسل شنیدند.



























