جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La radioactivité
01
پرتوافشانی, رادیواکتیویته
propriété de certains noyaux atomiques d'émettre des radiations
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Les scientifiques mesurent la radioactivité des sols.
دانشمندان رادیواکتیویته خاکها را اندازهگیری میکنند.



























