جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
préserver
01
حفظ کردن, محافظت کردن
protéger contre des dangers ou une détérioration
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
مشتق
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
préserve
اولشخص جمع
préservons
اولشخص زمان آینده
préserverai
وجه وصفی حال
préservant
اسم مفعول
préservé
اولشخص جمع زمان ناقص
préservions
مثالها
Ce traitement préserve la qualité des aliments.
این روش حفظ کیفیت مواد غذایی را میکند.



























