جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
Les préparatifs
01
تدارکات
ensemble des actions pour organiser un événement
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
غیرقابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
préparatifs
مثالها
Les préparatifs du mariage ont pris des mois.
آمادهسازیهای عروسی ماهها طول کشید.



























