جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
prouver
01
اثبات کردن, ثابت کردن
démontrer que quelque chose est vrai ou correct
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
prouve
اولشخص جمع
prouvons
اولشخص زمان آینده
prouverai
وجه وصفی حال
prouvant
اسم مفعول
prouvé
اولشخص جمع زمان ناقص
prouvions
مثالها
Il a prouvé son innocence devant le tribunal.
او بیگناهی خود را در برابر دادگاه ثابت کرد.



























