جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
pourpre
01
قرمز تیره
de couleur rouge foncé tirant sur le violet
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
کیفی
شکل عالی
le plus pourpre
شکل تفضیلی
plus pourpre
درجهپذیر
مفرد مذکر
pourpre
جمع مذکر
pourpres
مفرد مؤنث
pourpre
جمع مؤنث
pourpres
مثالها
Elle portait une robe pourpre très élégante.
او یک لباس ارغوانی بسیار شیک پوشیده بود.
La pourpre
[gender: feminine]
01
(عمل) سرخ شدن, گلگون شدن
rougeur intense du visage (due à une émotion ou une chaleur)
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
مثالها
Sous l' effort, une pourpre couvrit son visage.
تحت فشار، یک ارغوانی صورتش را پوشاند.



























