جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
peigner
01
شانه کردن, شانه زدن
se démêler ou arranger ses cheveux avec un peigne
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
peigne
اولشخص جمع
peignons
اولشخص زمان آینده
peignerai
وجه وصفی حال
peignant
اسم مفعول
peigné
اولشخص جمع زمان ناقص
peignions
مثالها
Je me peigne rapidement avant de sortir.
قبل از بیرون رفتن سریع موهایم را شانه میکنم.



























