جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
partir
01
رفتن, راه افتادن، حرکت کردن
quitter un lieu pour aller ailleurs
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
pars
اولشخص جمع
partons
اولشخص زمان آینده
partirai
وجه وصفی حال
partant
اسم مفعول
parti
اولشخص جمع زمان ناقص
partions
مثالها
Elle part en vacances demain.
او فردا به تعطیلات میرود.
02
جدا شدن, کنده شدن
se détacher ou se séparer de quelque chose
مثالها
La peinture part facilement si on frotte trop fort.
اگر خیلی محکم مالش دهید، رنگ جدا شدن آسان است.



























