جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
partir
01
رفتن, راه افتادن، حرکت کردن
quitter un lieu pour aller ailleurs
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل حرکتی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
pars
اولشخص جمع
partons
اولشخص زمان آینده
partirai
وجه وصفی حال
partant
اسم مفعول
parti
اولشخص جمع زمان ناقص
partions
مثالها
Je pars de la maison à huit heures.
من میروم از خانه در ساعت هشت.
02
جدا شدن, کنده شدن
se détacher ou se séparer de quelque chose
مثالها
Le papier est parti du mur après l'humidité.
کاغذ جدا شد از دیوار پس از رطوبت.



























