جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
oser
01
جرئت کردن
avoir le courage de faire quelque chose de risqué
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
avoir
اولشخص مفرد
ose
اولشخص جمع
osons
اولشخص زمان آینده
oserai
وجه وصفی حال
osant
اسم مفعول
osé
اولشخص جمع زمان ناقص
osions
مثالها
Personne n' ose lui dire la vérité.
هیچکس جرأت نمیکند حقیقت را به او بگوید.



























