جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
ordonner
01
منظم کردن, مرتب کردن، نظم و ترتیب دادن
منظم کردن
اطلاعات دستوری
باقاعده
02
دستور دادن, امر کردن، فرمان دادن
commander à quelqu'un de faire quelque chose
مثالها
Le chef a ordonné l'évacuation du bâtiment.



























