جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
oral
01
شفاهی
qui se fait ou se transmet par la parole
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
oral
جمع مذکر
oraux
مفرد مؤنث
orale
جمع مؤنث
orales
مثالها
Elle a préparé son exposé oral avec soin.
او با دقت ارائه شفاهی خود را آماده کرد.
02
دهانی, از راه دهان
qui se prend par la bouche
مثالها
L' antibiotique doit être pris orale trois fois par jour.
آنتیبیوتیک باید به صورت خوراکی سه بار در روز مصرف شود.



























