جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'offre
[gender: feminine]
01
پیشنهاد
proposition ou suggestion faite à quelqu'un
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
offres
مثالها
Nous avons reçu plusieurs offres pour ce projet.
ما چندین پیشنهاد برای این پروژه دریافت کردیم.
02
عرضه (اقتصاد)
quantité de biens ou services proposée sur le marché
مثالها
Les producteurs augmentent leur offre de produits bio.
تولیدکنندگان عرضه محصولات ارگانیک خود را افزایش میدهند.



























