جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
L'offre
01
پیشنهاد
proposition ou suggestion faite à quelqu'un
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
offres
مثالها
Il a fait une offre pour acheter la maison.
او یک پیشنهاد برای خرید خانه داد.
02
عرضه (اقتصاد)
quantité de biens ou services proposée sur le marché
مثالها
L'offre de logements dépasse la demande dans cette ville .
عرض مسکن از تقاضا در این شهر فراتر میرود.



























