جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La nuisance
01
معضل, مشکل، گرفتاری
quelque chose qui cause un problème ou un désagrément
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
nuisances
مثالها
La pollution est une nuisance pour l' environnement.
آلودگی یک مزاحمت برای محیط زیست است.



























