جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
moquer
01
مسخره کردن, دست انداختن
tourner quelqu'un en dérision
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
moque
اولشخص جمع
moquons
اولشخص زمان آینده
moquerai
وجه وصفی حال
moquant
اسم مفعول
moqué
اولشخص جمع زمان ناقص
moquions
مثالها
Arrête de te moquer de ta sœur!
مسخره کردن خواهرت را متوقف کن.



























