جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
mensuel
01
ماهانه, ماهیانه
qui a lieu ou qui revient chaque mois
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
نسبی
درجهناپذیر
مفرد مذکر
mensuel
جمع مذکر
mensuels
مفرد مؤنث
mensuelle
جمع مؤنث
mensuelles
مثالها
Elle paie un abonnement mensuel pour la salle de sport.
او برای باشگاه ورزشی یک اشتراک ماهانه پرداخت میکند.
Le mensuel
[gender: masculine]
01
ماهنامه
publication ou magazine qui paraît une fois par mois
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
بیجان
ساختار صرفی
مرکب
قابل شمارش
جنس دستوری
مذکر
شکل جمع
mensuels
مثالها
Elle achète un mensuel de mode chaque mois.
او هر ماه یک ماهنامه مد میخرد.



























