جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
marier
01
ازدواج کردن, با هم ازدواج کردن
unir légalement ou religieusement sa vie à celle de quelqu'un
اطلاعات دستوری
ساختار صرفی
ساده
فعل کنشی
بیقاعده
فعل کمکی
être
اولشخص مفرد
marie
اولشخص جمع
marions
اولشخص زمان آینده
marierai
وجه وصفی حال
mariant
اسم مفعول
marié
اولشخص جمع زمان ناقص
mariions
مثالها
Ils se sont mariés à l'église l'été dernier.
آنها تابستان گذشته در کلیسا ازدواج کردند.



























