جستجو
زبان دیکشنری را انتخاب کنید
La liste
01
لیست, فهرست
suite d'éléments ou de noms écrits dans un certain ordre
اطلاعات دستوری
وضعیت جانداری
انتزاعی
ساختار صرفی
ساده
قابل شمارش
جنس دستوری
مؤنث
شکل جمع
listes
مثالها
J'ai fait la liste des courses pour demain.
من لیست خرید برای فردا را تهیه کردم.



























